کی فکر می کرد یه روز نگات اینجوری داغونم کنه
آواره و دربدر ِ کوه و بیابونم کنه
عشق تو اینجوری بیاد رخنه کنه تو تن من
مثل یه سیلاب بزنه خراب و ویرونم کنه
کی فکر می کرد منو به هم نشون بدن مردم شهر
قصه ی تو مضحکه ی اهل خیابونم کنه
کی فکر می کرد که عشق تو از اونهمه غرور من
یه کوه گریه بسازه ابر بهارونم کنه
کی فکر می کرد چشمای تو یه روز بشه اسلحه و
خشاب سرمه ات بزنه گلوله بارونم کنه
از یه نگاه شروع شد و به مرگ من تموم میشه
همیشه این عاشقه که به پای عشق حروم میشه
-شاهکار بینش پژوه-
واگویه...
قدر یه عمر تنهایی خسته ام ...
من عریان ام
عریان
عریان
مثل سکوت های میان کلام های محبت عریان ام
و زخم های من همه از عشق است،
از عشق
عشق!
- فروغ فرخ زاد-
پ.ن.
1. ماهی ها در آب می میرند.
2. ....
واگویه...
1. می ترسم
2. کاش یکی از این کابوس دردناک بیدارم کنه....
+ ..........

