تبليغاتX
...هيچ كس
............

کی فکر می کرد یه روز نگات اینجوری داغونم کنه
آواره و دربدر ِ کوه و بیابونم کنه


عشق تو اینجوری بیاد رخنه کنه تو تن من
مثل یه سیلاب بزنه خراب و ویرونم کنه

کی فکر می کرد منو به هم نشون بدن مردم شهر
قصه ی تو مضحکه ی اهل خیابونم کنه

کی فکر می کرد که عشق تو از اونهمه غرور من
یه کوه گریه بسازه ابر بهارونم کنه

کی فکر می کرد چشمای تو یه روز بشه اسلحه و
خشاب سرمه ات بزنه گلوله بارونم کنه

از یه نگاه شروع شد و به مرگ من تموم میشه
همیشه این عاشقه که به پای عشق حروم میشه

 

                                      -شاهکار بینش پژوه-

واگویه...

قدر یه عمر تنهایی خسته ام ...

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت21:58توسط هیچ کس |
گرسنگی پرنده را از پرواز سیر می کند.+ اصلاحیه

 

من عریان ام

عریان

عریان

مثل سکوت های میان کلام های محبت عریان ام

و زخم های من همه از عشق است،

از عشق

عشق!

                          - فروغ فرخ زاد-

پ.ن.

1. ماهی ها در آب می میرند.

2. ....

 

واگویه...

1. می ترسم

2. کاش یکی از این کابوس دردناک بیدارم کنه....

+ ..........

 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت0:30توسط هیچ کس |