نه!
هرگز شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوهاي دهليزش
به اميد دريچه يي
دل بسته بودم...
_ احمد شاملو_
پ.ن.
1. دلم براي خورشيدي مي سوزد كه از ديدن ستاره ها محروم است.
2. در فراسوي مرزهاي تنم....
واگويه...
كم گويي از علي نه از ترديدي است كه آلودگي تاريخي مي خوانمش و نه ترس از بي خبري، سكوتي است زائيده ي عظمتي، كه مي دانم آواي علي را كم فروغ مي كند.مي خواهم اش كه بفشردم بر خويش
بر خويش بفشرد من شيدا را
بر هستي ام بپيچد ، پيچد سخت
آن بازوان گرم و توانا را ...
_ فروغ فرخ زاد _
پ.ن.
1. بر ما چه گذشت؟ كس چه مي داند
2. با شهامت مي گم ، مخاطب خاص داره !
واگويه...
1. ماه من غصه نخور ...مثل ماها فراوونه
2. از كي بهونه مي گيري شباي بي ستاره؟
۳. خدای مهربونم کمکم کن ..بدجوری کم آوردم.![]()
گر مي نخوري طعنه مزن مستانرا بنياد مكن تو حيله و دستانرا
تو غره بدان مشو كه مي مينخوري صد لقمه خوري كه مي غلامست آنرا
_ خيام _
پ.ن.
1. ماهي قبل از آنكه " گلي" باشد " آبي " است.
2. خوشحال مي شم به كلبه ي كوچكم سر بزنيد.آسمون-ریسمون
واگويه....
گهگاه بي حوصلگي هاي لجوج بهانه اي مي شوند براي بي صبري هاي مدام، اين روزها بوي ناي بي عاطفگي تا مرز جنون همراهيم مي كند. خسته ام از تمام حس هاي نيمه عاشقانه و تفاوت هاي بي نصيب، تناقض هايي كه مي درند روح سرخورده و بي تاب تنهاييم را....بي تفاوتم، دريابيدم كه تنها محتاج انسانيتم.


